<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>کاوش‌هایی نوین در هوشمندی استراتژیک کسب‌وکار</title>
    <link>https://www.nesibjournal.ir/</link>
    <description>کاوش‌هایی نوین در هوشمندی استراتژیک کسب‌وکار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Aug 2023 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارائه‌ی مدلی از تأثیر هوشمندی استراتژیک بر شهود استراتژیک با نقش میانجی ذهنیت استراتژیک (مطالعه‌ی موردی: واحدهای فعال صنعت مبل شهرستان ملایر)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190644.html</link>
      <description>هدف و زمینه: در ادبیات علمی فقدان مطالعه‌ی ارتباط متغیرهای هوشمندی استراتژیک، ذهنیت استرتژیک و شهود استراتژیک بایکدیگر کاملاً مشهود است. در راستای پوشش شکاف یاد شده این مطالعه اجرا شد.روش‌شناسی: این تحقیق یک مطالعه‌ی کاربردی، توصیفی پیمایشی، کمی و مقطعی است. جامعه‌ی آماری آن واحدهای فعال صنعت مبل شهرستان ملایر به تعداد 11000 واحد بودند که از میان آنها بر اساس جدول مورگان نمونه‌ای به تعداد 384 عضو به صورت در دسترس انتخاب و پرسشنامه‌ها در میان مدیران ارشد آنها توزیع شد. روش گردآوری داده‌های این تحقیق میدانی و ابزارش پرسشنامه‌ی محقق ساخته بود. یافته‌ها: برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار Smart PLS 3 استفاده شد. یافته‌ها گواه آن است که هوشمندی استراتژیک و ذهنیت استراتژیک تأثیر معناداری بر شهود استراتژیک دارد. همچنین هوشمندی استراتژیک تأثیر معناداری بر ذهنیت استراتژیک دارد. شواهد نشان می‌دهد که هوشمندی استراتژیک دارای تأثیر غیر مستقیم و معناداری بر ذهنیت استراتژیک از طریق نقش میانجی ذهنیت استراتژیک می‌باشد.اصالت/ نتیجه‌گیری: این مطالعه حاصل پژوهش اصیل نویسندگان می‌باشد، اما نتایج آن ممکن است به جهت وسعت جامعه و نمونه‌ی آماری فاقد قابلیت تعمیم باشد. نتایج نشان می‌دهد که هوشمندی استراتژیک و ذهنیت استراتژیک تأثیر معناداری بر شهود استراتژیک دارند. همچنین هوشمندی استراتژیک می‌تواند پیش‌بین‌ مناسبی برای ذهنیت استراتژیک نیز باشد. همچنین هوشمندی استراتژیک دارای تأثیر غیرمستقیمی بر شهود استراژیک بوده و این امر دال بر نقش میانجی ذهنیت استراتژیک در این مسیر می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی هوشمندسازی اندازه‌گیری مصارف آب شرب با تکیه بر کاربست سوات و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (مطالعه‌ی موردی: استان همدان)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190646.html</link>
      <description>زمینه/ هدف: آب مهمترین عنصر ضروری برای حیات است و این مایع حیات جایگاه مقدسی برای بشر دارد. مدیریت استفاده از این عنصر همواره چالشی بزرگ برای نوع بشر بوده و امروزه با پیشرفت تکنولوژی، امکان اندازه‌گیری آن به صورت هوشمند و زمان واقعی میسر شده است. هدف این مقاله ارائه‌ی راهیرد مناسب جهت هوشمندسازی اندازه‌گیری مصارف آب شرب در استان همدان بود.روش‌شناسی: این مطالعه با رویکردی آمیخته (کیفی ـ کمی) اجرا شد. به لحاظ هدف یک طرح کاملاً کاربردی و از موضع استراتژی، پژوهشی توصیفی پیمایشی است که در بستر یک طرح مقطعی اجرا شد. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش ده‌تن خبرگان آشنا به صنعت آب بودند که با استفاده از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه داده‌های لازم از میان آنها گردآوری شد. روایی پرسشنامه‌ها به صورت صوری و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. برای تحلیل راهبردی از ماتریس SWOT و برای انتخاب بهترین راهبرد از روش AHP استفاده شد.یافته‌ها: نتایج به دست آمده از روش SWOT مؤید آن بود که به طور کلی چهار استراتژی اجرای یکباره، موازی، گام‌به‌گام و ترکیبی برای هوشمندسازی اندازه‌گیری مصارف آب شرب متصور است. ماحصل روش AHP نشان داد که بر اساس نظرات خبرگان بهترین راهبرد برای هوشمندسازی اندازه‌گیری مصارف آب شرب، اجرای ترکیبی می‌باشد.اصالت/ نتایج: مطالعه‌ی پیش‌رو نتیجه‌ی اجرای یک طرح کیفی توسط نویسندگان این مقاله در استان همدان است. نتایج این تحقیق اجرای پروژه‌ی هوشمندسازی اندازه‌گیری مصارف آب شرب با از ترکیبی از استراتژی‌های یکباره، موازی و گام به گام را تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر استقرار بازاریابی رسانه‌های اجتماعی بر قصد خرید و وفاداری به برند (مطالعه‌ی موردی: بانک‌های منتخب شهر زنجان)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190647.html</link>
      <description>در عصر امروزی وجود پیشرفت‌های نوین در زمینه فناوری اطلاعات، عامل پدید آمدن فضاهای مجازی جذابی همچون انواع رسانه‌های اجتماعی شده است که همواره در حال گسترش و کاربردهای متعدد هستند و عرصه را برای تبلیغ کالا و خدمات تولیدکنندگان فراهم می‌کنند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر بازاریابی رسانههای اجتماعی بر قصد خرید و وفاداری به برند است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و متدلوژی نوصیفی &amp;amp;ndash; پیمایشی است. جامعه این مطالعه مشتریان بانکهای تجاری می‌باشد و ابزار تحقیق نیز پرسشنامه بوده که بین ۲۸۶ پاسخ‌دهنده به روش غیراحتمالی توزیع شد در نهایت برای آزمون فرضیه ها از تحلیل واریانسANOVA استفاده شد .استقرار بازاریابی رسانه‌های اجتماعی،مکانیزم مناسبی برای ایجاد اعتماد بین برند و مشتریان است.ارتباط نزدیک‌تر و بیشتر با برند به وسیله رسانه‌های اجتماعی،باعث افزایش اعتماد مشتریان به برند شده و آن‌ها را تشویق می‌کند که محصولات برند را خریداری کنند.مشتریان با استفاده از این رسانه‌ها به طور فعال‌تر و بیشتر در تمام مراحل خرید شرکت می‌کنند و احساس ارتباط نزدیکتری با برند می‌کنند. در نهایت نتایج بدست آمده از تحقیق نشان داد که؛ بازاریابی رسانه‌های اجتماعی به طور قابل توجهی بر وفاداری به برند و قصد خرید مشتری تاثیر می‌گذارد.در نهایت یافته‌ها نشان داد که قصد خرید مشتری بر وفاداری به برند تاثیر معناداری دارد.بر اساس این نتایج می‌توان گفت؛سازمان‌ها باید به کارکردهای بازاریابی رسانه‌های اجتماعی توجه بیشتری داشته باشند. زیرا تاثیر مستقیمی بر کاربرد بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، وفاداری به برند و قصد خرید مشتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوشمندی استراتژیک در چابکی سازمان (مطالعه موردی: حوزه‌های سرپرستی بانک‌های شهرستان همدان)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190649.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر هوش استراتژیک بر چابکی سازمان در حوزه‌های سرپرستی بانک‌های استان همدان اجرا شد.به لحاظ هدف کاربردی، از منظر نوع داده‌ها کمی، با توجه به استراتژی اجرا توصیفی ـ پیمایشی و در بُعد زمان مقطعی است. جامعه‌ی آماری آن کلیه‌ی کارکنان حوزه‌های سرپرستی بانک‌های استان همدان به تعداد 85 نفر بودند که به صورت دردسترس نمونه‌ای به تعداد 69 از میان آنها انتخاب شد. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی مسیری ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شد. شواهد تحلیلی مؤید آن است که هوشمندی استراتژیک و مؤلفه‌های آن بر چابکی سازمانی تأثیر معناداری دارد. لازم و ضروری به نظر می‌رسد که این متغیر در سازوکارها و برنامه‌ریزی‌های سازمانی در راستای چابک‌سازی و دستیابی به اهداف از پیش‌تعیین شده مد نظر قرار گرفته و نه‌تنها به عنوان یک ابزار مؤثر و کارآمد بلکه به عنوان یک دیدگاه در سازمان‌ نهادینه گردد و در تمام لایه‌های سازمان و فارغ از حوزه‌ی اختیارات، به صورت یک رویه منسجم به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی راهبردهای کاهش هزینه با استفاده از روش تاپسیس (مطالعه‌ی موردی: شهرداری همدان)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190650.html</link>
      <description>حکمرانی شهری، با سطوح مختلف استقلال، حمایت دولتی، و نقاط قوت و ضعف اقتصادی، پدیده‌ی ایده‌آلی برای مطالعه رویه‌های مالی بخش عمومی هستند. امروزه، شهرداری‌ها با کاهش درآمد ناشی از بدترین رکود مواجه هستند و چاره‌ای جز اتخاذ راهبردهای در مسیر کاهش هزینه‌ها ندارند. مطالعه‌ی حاضر با هدف اولویت‌بندی راهبردهای کاهش هزینه در شهرداری همدان اجرا شد. این بررسی یک مطالعه‌ی کمی، کاربردی، توصیفی پیمایشی و مقطعی است که داده‌های آن با ابزار پرسشنامه و به روش میدانی از میان ده نفر از خبرگان گردآوری و با استفاده از روش تاپسیس تحلیل شده است. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که راهبردهای برای کاهش هزینه مناسب هستند و از میان آنها صرفه‌جویی در مصرف منابع (E) در رتبه‌ی اول، کاهش هزینه نهاده‌ها (G) در رتبه‌ی دوم، صرفه‌هاى مقیاس (F) در رتبه‌ی سوم، روش‌هاى مهندسى مجدد چرخه‌هاى عملکرد و تغییرات نهادى (D) در رتبه‌ی چهارم، صرفه‌هاى تجمع (B) در رتبه‌ی پنجم، استفاده از ابزارهاى کارآمدتر و تغییر تکنولوژى (A) در رتبه‌ی ششم و اتحادهای استراتژیک (C) در رتبه‌ی هفتم قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی پیشران‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی در آموزش‌وپرورش با استفاده از روش مایرکا (مطالعه‌ی موردی: استان همدان)</title>
      <link>https://www.nesibjournal.ir/article_190651.html</link>
      <description>هدف/ زمینه: در عصر اطلاعات که تغییرات ناگهانی، تضادها و معضلات در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به واقعیت تبدیل شده است، آموزش به‌شدت تحت‌تأثیر امواج جهانی‌شدن و دیجیتالی‌شدن قرار گرفته است. هوش مصنوعی به موضوع بسیاری از ادبیات علمی و غیرعلمی تبدیل شده است، زیرا سریع‌تر از توانایی بشریت درحال‌رشد است. این مطالعه با هدف بررسی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر استفاده از هوش مصنوعی در آموزش‌وپرورش اجرا شد.روش‌شناسی: این بررسی یک مطالعه‌ی کمی، از نوع کاربردی و توصیفی پیمایشی است. طرح این مطالعه از نوع مقطعی است. جامعه‌ی آماری آن خبرگان آشنا به موضوع تحقیق بودند که 11 نفر به روش گلوله‌برفی از میان آنها انتخاب شده است. ابزار تحقیق پرسشنامه و روش گردآوری داده‌های آن میدانی بود. برای تحلیل داده‌ها از روش آنتروپی شانون و روش تصمیم‌گیری چندمعیاره مایرکا استفاده شد.یافته‌ها: یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که به ترتیب پیشران‌های نگرش، سودمندی ادراک شده، ریسک ادراک شده، اعتماد، هنجارهای ذهنی، سهولت استفاده درک شده، قصد استفاده و ارزش ادراک شده در استفاده از هوش مصنوعی در آموزش‌وپرورش حائز اولویت هستند.اصالت/نتایج: این تحقیق نتیجه‌ی تلاش‌ها و کوشش‌های نویسنده‌ی آن است. نتایج این بررسی میزان اهمیت و اولویت پیشران‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی در آموزش‌وپرورش را مشخص نمود. مهم‌ترین پیشران دراین‌خصوص نگرش معلمان و کم‌اهمیت‌ترین آنها ارزش ادراک شده از هوش مصنوعی توسط معلمان بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
